در ادبیات عامه، ضربالمثل «ماهی گرفتن از آب گلآلود» به کسانی اشاره دارد که از آشفتگی، ابهام و ناآگاهی عمومی سود میبرند. این تعبیر، امروز بیش از هر زمان دیگری، توصیفگر بخشی از واقعیتهای اجتماعی ماست.
در شرایطی که جامعه نیازمند آرامش، تحلیل عقلانی و همافزایی است، عدهای با نادانی، کجفهمی و هیجانزدگی، به جای حل مسئله، بر بحران میافزایند؛ بیآنکه میان مردم عادی و نیروهایی که وظیفهی تأمین امنیت را بر عهده دارند، تفکیکی قائل شوند. نیروهایی که با به خطر انداختن جان خود، در چارچوب مسئولیت قانونی، حافظ امنیت عمومیاند.
در این میان، حتی در سطح تمثیل، «لاشخور» نیز جایگاهی متفاوت دارد؛ چرا که در منطق طبیعت، نقش مشخص و مفیدی ایفا میکند. تغذیهی او از لاشهها بخشی از چرخهی پاکسازی محیط زیست است؛ رفتاری غریزی، تعریفشده و بدون ادعای اخلاق یا آگاهی. قیاس چنین نقشی با کنشهای مخرب انسانی، نهتنها نادرست، بلکه توهین به عقلانیت زیستمحیطی است.
مسئله آنجاست که برخی انسانها، آگاهانه یا ناآگاهانه، از فضای ملتهب سوءاستفاده میکنند؛ با بازتولید خشونت، تحریف واقعیت و تحریک احساسات جمعی.
این گروه، خواه از سر جهل و خواه از سر منفعت، عملاً در زمینی بازی میکنند که طراحی آن در جبههی دشمن صورت گرفته است؛ جایی که هدف، نه اصلاح، بلکه فرسایش اجتماعی و تضعیف انسجام ملی است.
تاریخ و تجربهی اجتماعی نشان داده است که آشوب، هرگز به نفع مردم تمام نمیشود؛ و آنان که از آب گلآلود ماهی میگیرند، نخستین قربانیانِ زلال شدن حقیقت خواهند بود.
- دریا